گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )

63

گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )

دوباره اصرار ورزيدم و با دلايل گوناگون كوشش كردم او را متقاعد سازم كه از تصميم به جنگ با اعراب منصرف نشوند نتيجه‌اى نداد و براى آخرين بار جواب قطعى به من داده شد كه اين فكر را از سر بيرون كنم . آنگاه من تقاضاى پرداخت هزار تومانى را كردم كه شاه به منظور مخارج نيروى دريايى نموده بود . پاسخ داد كه تمام آن مبلغ پرداخته نخواهد شد زيرا در حال حاضر خزانه شاهى خالى است و اين مبلغ در صورت ارسال بيست كشتى كمكى قول داده شده بود و به اين دلايل شاه فقط دستور پرداخت پانصد تومان را داده است . سپس از او خواستم كه مبلغ هزار تومانى را كه بما از بابت گمركات بندر كنگ از هنگام دستگيرى شه بندر موسوم به شرف جهان مديون بوده‌اند پرداخت نمايند . در پاسخ گفت اجازه پرداخت آن مبلغ داده شده است چنان كه آن مبلغ باضافه پانصد تومان مخارج نيروى دريايى با هم پرداخت شد . به او گفتم كه مبالغ مذكور را قبول مىكنم با اين اطمينان كه شاه نسبت به آن قسمت از معاهده منعقده ميان دو كشور كه نقض نموده است تجديد نظر كند و مفاد معاهده را محترم بشمارد . وقتى تقاضاى اجازه مرخصى نمودم اين بار از جايش برخاست و تا وسط مجلس مرا مشايعت نمود عملى كه در ميان اين ملت كاملا نادر است . زيرا حتى اشخاصى زير دست نيز وقتى شخصيتهاى بزرگتر از آنها ديدن مىكنند چنين عملى را انجام نمىدهند و در بين آنها معمول نيست . در ضمن ملاقات با صدر اعظم بخاطرم آمد كه در هندوستان براى ساختن باروت هميشه با كمبود گوگرد مواجه هستيم در اينمورد با وى صحبت كردم اما تا اندازه‌اى مخالفت مىكرد . با اين حال از ميرزا ربيع منشى صدر اعظم اجازه حمل هر مقدار گوگرد را در كشتى به قيمت معمول دريافت كردم زيرا به ياد دارم كه آن جناب هر گاه براى خريد گوگرد به اين كشور مراجعه مىكرديد هميشه با زحمت بسيار مقدار محدودى بدست مىآورديد چرا كه خروج گوگرد از اينجا ممنوع و مجازات آن مرگ است . منتهى در اين دربار همه چيز با پول و رشوه بدست مىآيد پس منهم اين اجازه را با پرداخت مبلغ سى تومان بدست آوردم و از پول خودم